سلام به همه ی دوستای گلم.خوبین؟![]()
ممنون از همه ی نظرای خوشگلتون خیلی منو خوشحال کردین.ممنونم که اینجا رو قابل دونستین و سر زدین.![]()
راستی عزیزای من یه خبر.هر شب ساعت 22:00 جام جم1 "خانه ی شش در میده".گفتم بدونین و فرصت رو از دست ندین و ببینینش.![]()
خوب دیگه نوبتی هم باشه بریم سراغ یه دلنوشته ای که از خیلی قبل امادش کردم و منتظر فرصت بودم تا بزارم تو وبلاگ و نظر شما رو در موردش بدونم.و یه شعری که مطمئنم شنیدینش.البته مقدمه ی اول نوشته هم از من نیست فقط متن رو خودم نوشتم.![]()
امیدوارم خوشتون بیاد.![]()
تقدیم به اونی که تا اخرین نفس منتظر چشماش میمونم...
به کسانی که میگفتند عاشقی دیوانیست میخندیدم
به انان که عاشقانی مجنون و دیوانه بودند میخندیدم
به عاشقانی که از دوری میگریستند میخندیدم
چون نمیدانستم عشق چیست
اکنون هم عاشقی دیوانه ام هم گریان
چون با دیدن چشمان زیبایت اسیر درد بی درمان عشق شدم
از کجا شروع کنم؟چگونه بنویسم؟چگونه برای تو که غرق غروری بنویسم؟اما تنها راه تسکین یافتن دردهای دلم نوشتن از احساس پاکم به توست.
عزیز دلم کاش میدانستی حس عاشق بودن یعنی چه.کاش خود را لحظه ای خود را جای من دلخسته میگذاشتی.کاش میدانستی چگونه لحظه های بی تو را با خاطر عزیزت سپری میکنم.کاش مرا میفهمیدی که دیدن تو نداشتنت چه غوغایی در دلم به پا میکند.تنها کاش میدانستی چه میکشم.
کاش برای لحظه ای مرا که برای چند دقیقه با تو بودن دست پا میزنم را میدیدی.کاش تو هم طعم لحظات تلخ انتظار را چشیده بودی.کاش تو نیز کسی را دیوانه وار دوست میداشتی تا میدانستی چه میگویم.
نمیدانم حرف دلم را فهمیدی یا نه اما بیشتر از این نمیتوانم بگویم که خوب من ای جاودانه و یگانه عشق زندگیم تا دل در سینه دارم و قلبم برای تو میتپد تو را همواره عاشقانه تا بی نهایت دوست میدارم...
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد اورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
واسه من که بر عکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز نا سازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو یه روزی تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم
که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد اورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
کاش یه روزی بفهمی که همه چیز منی...
قبل از اینکه بخوام خداحافظی کنم روز پدر رو به همه ی بابا های خوب و زحمت کش تبریک میگم. و از همین جا به بابای گل خودم که به خاطر کارش رفته سفر و پیشم نیست روزش رو تبریک میگم
.و این عید سعید رو به همه ی شیعیان جهان تبریک میگم.![]()
و همچنین به عشق همیشگیم حامد عزیزم این روز زیبا رو مبارک باد میگم.![]()
خوب دیگه وقت خداحافظی رسیده.همتون رو دوست دارم دوستای خوبم.![]()
بدون نظر بیرون نریناااا.حتما نظر بدین.![]()
التماس دعا.![]()
باااااااااااااااااااای بای.
![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:45 توسط مریم
