تبليغاتX
 عاشق همیشگی حامد
عاشق همیشگی حامد
عاشق همیشگی حامد
خانه | آرشيو | ايميل


سلام . من مریم هستم و 16 سالمه...
امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد...
خوب یه کمی از خودم بگم .ادمیم که خیلی به درس خوندن اهمیت میدم.عاشق خدا و خانوادمم.به نظر من دوستای با معرفت بهترین ادمای رو زمینن.بی اندازه رنگ ابی و سفید رو دوست دارم.دیوونه فصل پاییز مخصوصا" هوای ابری و بارون نم نمش.
دیگه اینکه خیلی احساساتی و حساس و در اخر یه عاشقی که عشق رو تو رویا احساس کرد. عاشق کسی که فقط پشت شیشس کسی که حتی از وجود من بی خبره.
با ارزوی موفقیت روز افزون برای کسی که بهانه ی بوجود اومدن این وبلاگه...اقای کمیلی...

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
سایت حامد کمیلی عزیزم
مژگان جون_حامد کمیلی
انیتا جون_حامد کمیلی
غزل جون_حامد کمیلی
مونا جون_حامد کمیلی
بیتا ی عزیزم_حامد کمیلی
مینا جون_حامد کمیلی
سحر و نیوشای عزیز_حامد کمیلی
مهناز عزیز_حامد کمیلی
لادن عزیز_حامد کمیلی
فری_حامد کمیلی
الناز عزیز_حامد کمیلی
شادی عزیز_حامد کمیلی
ایلیا جون_حامد کمیلی و امین حیایی
ندی جان_حامد کمیلی
مریم عزیزم_حامد کمیلی
سروناز عزیز_حامد کمیلی
هستی جان_حامد کمیلی
بیتا جان_حمید گودرزی
رکسانا جون_حامد کمیلی
پارمیس عزیز_حامد کمیلی
مریم عزیز_حامد کمیلی
سارا جون_حامد کمیلی
نازنین جون_حامد کمیلی
دوستای خوبم سروین یاسمین و مهرناز_حامد کمیلی
عاشق پاییزی_مونا جان
لیلای عزیز_حامد کمیلی
شیوای عزیز_دلنوشته های من
رز بنفش_حامد کمیلی
پاییز بنفش_حامد کمیلی
هلیا جان_حامد کمیلی
مگ مگ و دوستان زبل!!
عسل جان_حامد کمیلی
مژگان عزیز_حامد کمیلی
دوستای گلم پارمیدا تارا و نازنین_حامد کمیلی
هر چی و هر کی تو بورسه!!
همه رقمش رو داریم..._صدف جان
سیمای عزیز_حامد کمیلی
دنیای کوچک من...
زیباترین زیبایی ها...
بیتای عزیز_حامد کمیلی
ستاره ی عزیز
بهاره جان_دختر بهار
ملیکا جان_حامد کمیلی
تینا جان_حامد کمیلی و نانسی عجرم
دل همیشه عاشق...
پسر تنهای رویاها...
شکیبا جان_حامد کمیلی
چی میشد ؟! اقای کمیلی_دریای عزیز
زهرا(ختری از جنس باران...)
یاسمین عزیز_حامد کمیلی
بروبکس پرسپولیس
رایحه جان_حامد کمیلی
بیتا جان_کتایون ریاحی
سروناز جان_حامد کمیلی
برای مصطفی زمانی...
دختری عاشق و تنها
پرتو عزیزم_فرزاد حسنی
نازنین عزیز(اسطوره ی بازیگری...حامد بهداد)
بزرگترین وبلاگ هواداران سیاوش خیرابی
مارال عزیز_حامد کمیلی
باران عزیز...
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
سکانسی از فیلنامه ی دو خواهر...

سلام...

طاعات و عبادات همگی قبول باشه...رمضان هم به سادگی به نیمه رسید...امیدوارم منو از دعای دلای پاکتون محروم نکرده باشین...

امروز با یه سکانس از فیلم مرموز دو خواهر اومدم...بالاخره فهمیدم اسم حامد جان چیه...البته اول مارل جان توی کامنتا بهم گفته بود...ولی خب با این سکانس کامل شد...

امیدوارم حامد جان مثل همیشه خوش بدرخشه...

سکانسی از فیلمنامه ی دو خواهر

امیر که نقش ان را محمد رضا گلزار بازی میکند یک کلاه بردار حرفه ای است .او یک گالری دارد و کارش تلکه کردن از خانواده های متوفی است.پدر جلال(حامد کمیلی)فوت کرده و امیر (رضا گلزار)خیلی زود با تابلویی خودش را به خانه انها میرساند جلال هسر سابق مینا(الناز شاکردوست)هم هست.

اتاقی در خانه اقا جلال

اقا جلال ارام ارام به اتاق می اید و نگاه معنی داری به امیر و تابلو می کند.امیر تابلو را روی میز گذاشته و منتظر اوست. امیر با لبخندی ساختگی تابلو را به اقا جلال نشان میدهد

اقا جلال:که پدر مرحوم من اینو از جنابعالی خریده؟!

 امیر:پدر شما بودن تسلیت عرض میکنم ......خیلی ببخشید...شاید...شایدالان موقع مناسبی نباشه. اما میدونین شایدم بد نباشه اخرین یادگاری ایشونو نگه دارین.../.تابلو را بالا می اورد/ ...اون مرحوم دوشنبه پیش تو گالری من اینو پسندید.بیعانه هم دادن

اقا جلال:عجب!...دوشنبه پیش؟!...اما دوشنبه پیش که پدر خدا بیامرز من تو بیمارستان بود.

/خنده روی لبان امیر میخشکد وتابلو را پایین می اورد/

امیر: ..متعجب..من گفتم دوشنبه پیش؟!

/اقاجلال با حرکت سر تایید میکند./

امیر:شاید دوشنبه قبلش بوده....ولی یادمه که دقیقا دوشنبه بود.

اقا جلال:چیزی که دقیقه اینه که تو یه گوساله ای!../عصبانی ولی خونسرد به امیر نزدیک میشود/....چون هیچ احترامی برای مرده و رنج و عذاب خانواده اش قائل نیستی.

/امیر تابلو را بالا می اورد ومی خواهد چیزی را توضیح بدهد اما اقا جلال نمیگذارد./

اقا جلال: ولی من کمکت میکنم معنی رنج و عذاب رو بفهمی./سپس با مشت به تابلو میکوبدوتابلوسوراخ میشود./

/امیر از تعجب زبانش بند می اید./

امیر: ../تابلو را پایین می اورد/..با اجازه من میرم یه موقع دیگه میام.

/امیر حین گفتن این حرف با احتیاط بر میگردد و به طرف در اتاق می رود./

اقا جلال:پدر من از نقاشی متنفر بود.....!

/دو بزن بهادر به نام((وحید)) و ((سیروس)) از پشت امیردم در اتاق پیدایشان میشود./

.اقا جلال: ../با اشاره به انها/... ولی اونا خیلی خوششون میاد.

/امیر بر میگردد و با وحشت به انها نگاه میکند.سیروس دستانش را به هم می کوبد./

اقا جلال:....کارشون که باهات تموم بشه صورتت میشه تابلو.

امیر:صبر کنین ....خواهش میکنم.... شاید سوء تفاهم شده باشه../عقب عقب به طرف در میرود/...گفتین اسم پدرتون چی بود؟

/سپس ناگهان تابلو را به طرف وحید و سیروس پرت و از در دیگر اتاق فرار میکند./

 امیدوارم خوشتون اومده باشه...

یه چند عکش از اغما میذارم...مناسبتیه دیگه......

...

...

...

...

...

با تشکر فرااااااااااااااااااااااااوان از مهیای نازنینم...

اینم دو تا پوستر برای کامل شدن اپ...امیدوارم مورد پسندتون واقع بشه...

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه...

من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه...

مرسی که تشریف اوردین...

خیلی خیلی محتاجم به دعا...فراموشم نکنین...کلی التماااااااااااااااااااااااااااااااااس دعا دارم...

شب همگی بخیر...

خدانگهدارتون باشه...


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!